تبليغاتX
 یکی از شاگردان حضرت آیه الله ابطحی
 

در س چهارم (در مقابل ظلم و جور هم صبر هم تقوا ......

بسم الله الرحمن الرحیم

صلوات یا رحمت خاص الخاص پروردگار در بر گیرنده یک افراد خاص الخاصی می شود که در راس آنها

ائمه اطهار علیهم السلام قرار دارند و دیگران هم اگر همت و جدیت بنمایند می توانند خود را به این

رحمت خاص الخاص پروردگار برسانند .

کسانی که به رحمت خاص الخاص پروردگار رسیده اند چون متصل به خدای عظیم شده اند و خود را از

خدای عزیز جدا نمی دانند و بلکه قدرت خدا را پشت سر خودشان می بینند دارای ارتباط و طمانینه و

آرمش خاصی هستند. از عواملی که مانع رسیدن به این مقام می شود ضعف و ترس است .

پایان خلاصه درس چهارم از سلسله دروس اعتقادی حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام ظله

دلیل بر نزول رحمت خاص الخاص بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و آل ایشان آیه ۵۶ سوره

احزاب است که می فرماید :"خدا و ملائکه بر پیامبر صلوات می فرستند ..." و در ذیل این آیه روایت از خود

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که مردم نباید صلوات مبتوره و کوتاه یعنی صلواتی که در آن (آل)

پیامبر صلی الله علیه و آله یاد نشده باشند بفرستند .

دلیل بر نزول رحمت خاص الخاص بر بعضی از مردم آیات ۱۵۵ و ۱۵۷ سوره بقره است که می فرماید :"

حتما حتما مردم را به چیزی از خوف و جوع و نقص اموال و ثمرات آزمایش می کنیم و بشارت باد صابرین

را ،آنهایی که وقتی با مصیبت مواجه می شوند می گویند :ما از خدا هستیم و به سوی او بر می گردیم.

اینان هستند که صلوات و رحمت خدا بر آنها نازل می شود . " که از جمله این مردم منتظرین ظهور

حضرت ولی عصر ارواحنا فداه می باشند چرا که اینها برای رسیدن دولت حق و دستیابی به علم و

معنویت و نجات پیدا کردن از ظلم و حکام جور صبر می کنند و تقوا را حفظ می نمایند و اینها همان

رستگاران هستند .

آنهایی که می خواهند زودتر به حقیقت برسند باید دروس اعتقادی را جدی بگیرند . و به خاطر بسپارند.

۵. از علائم مومنین این است که وقتی چند دفعه بگویند "یا حسین "دلشان می شکند .


 

نوشته شده توسط حکیمه در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 11:55 موضوع | لینک ثابت


ادامه درس چهارم (مکاشفه علمی و غیر علمی )

بسم الله الرحمن الرحیم

رحیمیت که همان رحمت خاص و محبت خاص پروردگار است شامل عده خاصی می شود که شرایط خاصی را دارا

هستند :

اولا مومنند 

ثانیا هیچ گناه نمی کنند و اهل تزکیه نفسند و خود را به فلاح و رستگاری می رسانند .

ثالثا رحیمیت شامل حال کسانی می شود که به مقام عبودیت خدای رحمان رسیده اند و از خدا تقاضای 

رهبری متقین را می نمایند . لذا باید گفت رحیمیت و رحمت خاص پروردگار را کسی متوجه می شود که به 

حقیقت رسیده باشد . پروردگار متعال یک لذت هایی در ارتباط با خودش  و در مکاشفات علمی که برای انسان

اتفاق می افتد ، قرار داده است که اهل ایمان و علم فقط موفق به درک آن می شوند و مهم ترین دلیل بر این

که افرادی شبانه روز در مرکز تحقیق نشسته اند م با عشق و علاقه این کارها را دنبال می کنند ، همین 

مکاشفات علمی می باشد که برای آنها واقع می گردد .

مکاشفات علمی آن است که یک حقیقت علمی مثل این که فلان میکروب چگونه تغذیه می کند و یا نتیجه ای

که انسان باید از طی مرحله استقامت بدست آورد را متوجه گردد 

و مکاشفه غیر علمی یا عینی این است که انسان چیزی را به صورت تصویر در نظر خود ببیند مثلا در مجلس 

روضه امام حسین علیه السلام نشسته و همان جا که ذکر مصایب آن حضرت می شود او صحنه نبرد روز 

عاشورا  را مشاهده کند .


 

نوشته شده توسط حکیمه در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 18:58 موضوع | لینک ثابت


28 خرداد چی شد

م الله الرحمن الرحیم

۲۸ خرداد . ۲۸ خرداد . ۲۸ خرداد ۲۸ خرداد .۲۸ خرداد

در ۲۸ خرداد سال ۱۳۸۵سه سال پیش با هجوم وحشیانه سربازان وزارت اطلاعات . به منزل شخصی

میزبان حضرت ایه الله سید حسن ابطحی در لواسان حمله کردند و ایشان را در حضور خانوداه شان با بدترین وضع دستگیر کردند و به وعده اینکه شب بر می گردید ایشان را به قم زندان معتادین بردند . و به مدت ده روز هیچ خبری از ایشان کسی نداشت و بعد بوسیله یکی از افراد در بیمارستانی که بعد از زندان معتادین منتقل شدند حضور ایشان در انجا به بیرون اطلاع داده شد .

ایشان را به مدت ۵۸ روز با بدترین وضع با شرائط وخیم د رزندان زندانی کردند

جرم ایشان : نوشتن کتابهایی با مجوز ارشاد در حدود سی سال با تکرار زیاد چاپ مثلا پرواز روح چهل بار

با مجوز ارشاد چاپ شده .

جرم ایشان :ارشاد و هدایت جوانها به سوی امام زمان علیه السلام و روشنگری انان به سوی صراط

مستقیم دین بدون افراط و تفریط.

جرم ایشان : نشر عقاید حقه و محبت شدید مردم به ایشان بدون تبلیغات تلویزیون و رادیو .

جرم ایشان :تزکیه نفس جزء اصولی ترین کارهای یک مسلمان  می باشد یعنی یک مسلمان دروغگو نباشد مستبد و خود رای نباشد جاه طلب و مقام پرست نباشد متکبر نباشد

و در یک کلام مخصوصا این صفات رذیله در افرادی که صاحب منصب هستند نباشد زیرا مردم در آرامش بیشتری زندگی خواهند کرد


 

نوشته شده توسط حکیمه در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 ساعت 11:10 موضوع | لینک ثابت


درس چهارم . الف : انواع رحمت پروردگار

بسم الله الرحمن الرحیم

۱. خدا را باید آن طور که بندگان مخلص ، خدا را شناخته اند و خدا در قرآن فرموده است بشناسیم .

۲. خدای تعالی "رحمان و رحیم "است . اینها دو اسم از اسماء پروردگارند که از ریشه " رحمت " گرفته

شده است و رحمت پروردگار به سه قسم تقسیم می شود :

الف : رحمت عام ( رحمانیت )

ب :رحمت خاص (رحیمیت )

ج :رحمت خاص الخاص که ( صلوات ) است .

رحمانیت که همان رحمت عام پروردگار و مهربانی خدای تعالی است شامل حال همه موجودات اعم از

حیوان و انسان ، مومن و کافر می شود . لذا رزق و حیاتی که خدای تعالی عنایت فرموده جزء مهربانی

عام است به طوری که رزق همه مخلوقات را خدای تعالی بر عهده گرفته و تنها بشر است که روزی او را

با کار کردن و به کار گرفتن فکرش می دهد . همچنین محل بروز مهربانی عام پروردگار در دنیا و عوالم قبل

از دنیا می باشد و بعد از دنیا گروهی در رحمت خاص و گروهی در غضب پروردگار واقع می شوند.

مهربانی عام پروردگار به کفار و مشرکین به دو جهت ممکن است که باشد :

اول این که شاید آنها هم هدایت شوند و خود را به رحمت خاص خدا برسانند و نمونه آنها فرعون است که

خدای تعالی به موسی و هارون می فرماید:به سوی فرعون بروید چرا که او طغیان کرده است و با او به

نرمی صحبت کنید شاید متذکر گردد و یا خشیت پیدا کند.

دوم این که گروه کفار گاهی کارهای خوبی کرده اند که مزدشان را از خدا طلبکارند و خدای تعالی درهمین

دنیا با آنها تصفیه حساب می کند و البته این نحوه برخورد خدای تعالی با کفار گاها سبب تعجب مومنین

می گردد اما باید بدانند که خدا عمل هیچ کسی را بدون  مزد نمی گذارد و از سوی دیگر بعضی از مومنین

هستند که گاها گناهانی انجام می دهند و چون خدای تعالی نمیخواهند در آخرت مشکلی داشته

باشند لذا در همین دنیا مشکلاتی برایشان پیش می آید .

بعضی از افراد معتقد و مومن می گویند که ما رفتیم فلان گناه را کردیم و هیچ طور هم نشد . علت این

است که خدای تعالی عجله ندارد . کسی در معذب کردن دیگران عجله می کند که بترسد طرفش از

دستش فرار کند اما خدای تعالی این طور نیست . در دنیا اگر نشد در اخرت . خلاصه این که از تحت 

حکومت خدا نمی توان فرار کرد . 


 

نوشته شده توسط حکیمه در جمعه هشتم خرداد 1388 ساعت 22:51 موضوع | لینک ثابت


به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

فرمایش حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در مورد صفات شیعیان واقعی

یکی از پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در شهر مدینه ، همسر خود را خدمت حضرت

فاطمه زهرا سلام اله علیها فرستاد تا بپرسد : آیا شوهرم از شیعیان شما هست یا خیر ؟ حضرت

فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: " ان کنت تعمل بما امرناک و تنتهی عما زجرناک عنه فانت من

شیعتنا و الا فلا "یعنی " اگر به آنچه که به شما امر می کنیم عمل می کنی و از آنچه که شما را

نهی کرده ایم دوری می کنی از شیعیان مایی و الا هرگز ".

"شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه ی دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان

دشمنان ما و کسی که با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده ، در صورتی که از اوامر ما سر پیچی

کنند و نواهی و موارد پرهیز را محترم نشمارند از شیعیان واقعی ما نخواهند بود با این حال جایگاهش

ان در بهشت است اما بعد از پاک شدن شان از گناهان به وسیله ی بلاها و مصیبت ها در دنیا و یا

تحمل مشکلات و شدائد روز قیامت و یا قرار گرفتن اندک در طبقات بالای جهنم و چشیدن عذاب ،

تا اینکه ما به خاطر دوستی شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پیشگاه خودمان انتقال خواهیم داد."

از کتاب ارتباط با خدا و بحار الانوار ج 68 ص 155

در کتاب بحار الانوار نقل شده که : وقتی علی بن ابی طالب علیه السلام به بالین حضرت فاطمه

زهرا سلام الله علیها نشست و پرده را از روی صورت آن حضرت برداشت دید وصیتنا مه ای آن حضرت

نوشته است به این مضمون :

بسم الله الرحمن الرحیم

این آن چیزی است که فاطمه دختر پیغمبر خدا وصیت می کند او شهادت به وحدانیت خدای تعالی

می دهد و شهادت می دهد که پیغمبر اکرم بنده ی خدا و فرستاده ی او است و اینکه بهشت حق

است و جهنم حق است و قیامت که شکی در آن نیست خواهد آمد و خدای تعالی مردم را از قبرها

در روز قیامت زنده می کند .

ای علی من فاطمه دختر محمدم خدای تعالی مرا با تو همسر قرار داد تا در دنیا و آخرت مال تو باشم

،تو به من از دیگران سزاوارتری که امور مرا عهده دار باشی ، مرا در شب حنوط کن و در شب غسلم

بده و کفن کن و نماز بخوان و مرا در شب دفن کن و به احدی جریان را نگو و با تو وداع می کنم و تو را

به خدا می سپارم و به فرزندان من تا روز قیامت سلام مرا برسان .(انوار زهرا سلا الله علیها ص 88 و

بحار الانوار ج43 ص 214)

برداشتی مختصر :همیشه بزرگان در وقت رفتن از این دنیا مهمترین حرفها را می زنند . وجود با

عظمت حضرت زهرا سلام الله علیها در وقت حساس ،موقعی که می خواهند  این دنیای دنی و

بی وفا و پست که لیاقت پذیرایی و استفاده معنوی از این مربی جهانیان را ندارد ترک کنند ،از اهمیت

اعتقادات و اقرار به آن می فرمایند شهادت به وحدانیت خدای عزیز ، شهادت به رسالت پیامبر

پدر بزرگوار ش، شهادت به حقانیت بهشت و جهنم  و قیامت و حضور در قیامت .

آن قدر حضرت زهرا سلام الله علیها مظلوم واقع شده اند که همه ی کارهای بعد از فوتشان را در شب

سفارش دادند ، آیا یگانه دختر آخرین پیامبر خدا بعد از حدود سه ماه باید توسط یک عده از خدا بی

خبر بی وجدان "شهید " شوند و آن قدر درد و اذیت بکشند و در لحظات آخر عمر کوتاهشان در این

دنیا در شب همه ی کارهای دفن شان با غربتی عجیب  و در تنهایی صورت بگیرد ؟

و در عین حال فرزندانشان را فراموش نمی کنند و تا روز قیامت به آنها سلام می رسانند .

خدایا اگر از غصه مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها بمیریم باز کم است و فقط دعا می کنیم روز

و شب، که خدا فرج فرزندش حضرت ولی عصر ارواحنا فداه را برسانند تا انتقام مادر مان بانوی دو جهان و

کوثر دو عالم را از ظالمین به آل محمد بگیرند . انشالله

صلوات بر حضرت زهرا سلام الله علیها

السلام علیک یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک قبل ان یخلقک و کنت لما امتحنک به صابره و نحن لک

اولیاء مصدقون و لکل ما اتی به ابوک (صلی الله علیه و آله وسلم ) و اتی به وصیه علیه السلام

مسلمون و نحن نسالک ، اللهم اذ کنا مصدقین لهم ان تلحقنا بتصدیقنا بالدرجه العالیه لنبشر انفسنا

بانا قد طهرنا بولایتهم (علیهم السلام) مفاتح الجنان


 

نوشته شده توسط حکیمه در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 6:9 موضوع | لینک ثابت


درس سوم (ت: علل ضعفهای درونی)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس سوم (ت: علل ضعفهای درونی)

از علل مهم عدم کنترل غضب و بعضی دیگر از صفات درونی ضعف عقاید است و لذا امام صادق علیه

السلام برای مفضل بن عمر که در برخورد با بعضی از کفار غضب نموده بود درس توحید گفت ولذا مردم

باید کتاب "توحید مفضل"را بخواند علت این که مردم در برخورد با مسائل عصبانی می شوند و غضب

می کنند این استکه راه دیگری برای فرار از مخمصه ندارند و الا اگر دلیل برای اثبات عقاید خود داشته

باشند از حریم عقاید خود دفاع می کنند و به غضب نمی آیند.

انسان اگر فکرش را به کار نگیرد فکرش مختل می شود مثل اهل دنیا که هر چه می گویی همه کاره این

عالم امام زمان ارواحنا فداه است او باز می گوید بله ، اما از تو حرکت ....

سعی و تلاش انسان فقط و فقط برای جلو گیری از اختلال فکرش است و پیشرفتها و به هدف رسیدنها

ربطی به سعی و تلاش انسان ندارد و بلکه این قسمت اصلی در دست خدا و امام زمان ارواحنا فداه

است.

خدا برای مردم دو حجت قرار داده یک حجت ظاهری که انبیاء هستند  و دیگری حجت باطنی که عقل 

است کسی که فکر و عقلش فعالتر باشد بیشتر مورد توجه امام زمان ارواحنا فداه قرار می گیرد راه رشد

فکر این استکه در آیات الهی تفکر کنیم و با خدا مناجات نماییم که این برای انسان لذتی دارد و آنهایی 

که از مناجات با پروردگار لذت نمی برند باید روحشان را معالجه کنند .

تفکر در آیات الهی و مناجات با پروردگار رشدی به انسان می دهد که دنیا و آخرتش آباد می گردد چرا که

در گرفتاریها می گوید :

"ایاک نستعین " و خدا هم به او کمک می نماید مثل این که بو علی سینا در برخورد با مسائل مشکل به

مسجد می رفت و دو رکعت نماز می خواند و حل مشکلش را از خدا می خواست . 


 

نوشته شده توسط حکیمه در یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 11:17 موضوع | لینک ثابت


درس سوم (ت: علل ضعفهای درونی)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس سوم (ت: علل ضعفهای درونی)

از علل مهم عدم کنترل غضب و بعضی دیگر از صفات درونی ضعف عقاید است و لذا امام صادق علیه

السلام برای مفضل بن عمر که در برخورد با بعضی از کفار غضب نموده بود درس توحید گفت ولذا مردم

باید کتاب "توحید مفضل"را بخوانند علت این که مردم در برخورد با مسائل عصبانی می شوند و غضب

می کنند این استکه راه دیگری برای فرار از مخمصه ندارند و الا اگر دلیل برای اثبات عقاید خود داشته

باشند از حریم عقاید خود دفاع می کنند و به غضب نمی آیند.

انسان اگر فکرش را به کار نگیرد فکرش مختل می شود مثل اهل دنیا که هر چه می گویی همه کاره این

عالم امام زمان ارواحنا فداه است او باز می گوید بله ، اما از تو حرکت ....

سعی و تلاش انسان فقط و فقط برای جلو گیری از اختلال فکرش است و پیشرفتها و به هدف رسیدنها

ربطی به سعی و تلاش انسان ندارد و بلکه این قسمت اصلی در دست خدا و امام زمان ارواحنا فداه

است.

خدا برای مردم دو حجت قرار داده یک حجت ظاهری که انبیاء هستند  و دیگری حجت باطنی که عقل 

است کسی که فکر و عقلش فعالتر باشد بیشتر مورد توجه امام زمان ارواحنا فداه قرار می گیرد راه رشد

فکر این استکه در آیات الهی تفکر کنیم و با خدا مناجات نماییم که این برای انسان لذتی دارد و آنهایی 

که از مناجات با پروردگار لذت نمی برند باید روحشان را معالجه کنند .

تفکر در آیات الهی و مناجات با پروردگار رشدی به انسان می دهد که دنیا و آخرتش آباد می گردد چرا که

در گرفتاریها می گوید :

"ایاک نستعین " و خدا هم به او کمک می نماید مثل این که بو علی سینا در برخورد با مسائل مشکل به

مسجد می رفت و دو رکعت نماز می خواند و حل مشکلش را از خدا می خواست . 


 

نوشته شده توسط حکیمه در یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 11:13 موضوع | لینک ثابت


ادامه درس سوم قسمت پ(انسان و فکر کردن)

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه درس سوم قسمت پ(انسان و فکر کردن)

برخورد خدای تعالی با انسان و حیوان متفاوت است . حیوان چون قوه تفکر نداردو از طرفی هم باید باقی

بماند لذا خدای تعالی او را مستقیما حفظ می کند و روزیش را در مقابلش قرار می دهد اما خدای تعالی

به انسان قوه تفکر و تعقل داده است و درست است که روزی انسان را هم خدا می دهد ولی نه مثل

حیوانات . بلکه باید عقل و فکرش را بکار بیاندازد و خدای تعالی با واسطه فکرش به او روزی می دهد و

کارهایش را راه می اندازد .

به همین جهت انسان باید بفهمد که رشد فکری او از اهمیت زیادی در نزد خدای تعالی برخوردار است 

تا جائیکه روزی او را منوط به فکرش نموده است و لذا انسان باید در هر کاری که می خواهد انجام دهد 

اول فکر خودش را بکار بیاندازد و اگر به نتیجه نرسید از افکار دیگران کمک بگیرد و هنگامیکه عزم بر انجام

کاری پیدا کرد بر خدا توکل کند و حرکت نماید و علت خمودگی فکری اهل استخاره این است که فکرشان

را بکار نمی اندازند . کسانی که فکرشان رشد می کند از مادیات به جهت محدود بودن آن خسته می

شوند و قدم در عالم بی نهایت می گذارند .

فرق حکمت و فلسفه این است که مقدمات حکمت مربوط به کار خود انسان است و بعد هم در ارتباط با

پروردگار است که یا از طریق وحی و یا از طریق الهام به انسان می رسد و بالاخره تماما متکی به پروردگار

است اما فلسفه تماما متکی به علم بشری است و چون فکر بشر به بن بست می خورد لذا فلسفه هم

به بن بست می خورد .

تفکر در نحوه زندگی کردن و روزی خوردن حیوانات بر اهل تزکیه نفس واجب است و اگر این کار را ادامه

دهند آخر آنقدر رشد می کنند که در همه چا خدا را می بینند .    


 

نوشته شده توسط حکیمه در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 ساعت 23:8 موضوع | لینک ثابت


درس سوم (ب:وحدت مصنوع و شعور حیوانی )

بسم الله الرحمن الرحیم

۲. در بحث خداشناسی وحدت مصنوع انسان را متوجه صانع می کند یعنی یک هماهنگی و نظم

فوق العاده عجیبی در بین مخلوقات و مصنوعات مشاهده می شود که تمام مجموعه خلقت یکی است

و این خود توحید و وحدت صانع را ثابت می کند .

۳. یکی دیگر از چیزهایی که با راهنمایی فکر و عقل انسان را متوجه خدا و توحید می کند بحث حیوانات

و شعور حیوانی است. زیرا حیوانات دارای قوه ی تفکر و تعقل نمی باشند و هر موجودی که این قوا را

نداشته باشد نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد ولی می بینیم که حیوانات در حال زندگی هستند

و می دانند چه بخورند و چگونه توالد و تناسل نمایند و در هنگام مریضی داروی خود را می شناسند

آن چه در حیوانات وجود دارد که سبب بقای زندگی آنها می شود شعور حیوانی است .

خدای تعالی خلقت هر موجودی را به او عطا کرده یعنی به حیوان گوشتخوار دندان نیش داده و به سایر

حیوانات هم به نسبت خودشان هر چه نیاز بوده در خلقتشان قرار داده است و سپس آنها را هدایت

نموده لذا در فطرت و ساختمان وجودی حیوان یک شعور اولیه وجود دارد و آنگاه بر اساس نیاز ؛ هر چه

لازم باشد به او الهام یا وحی می شود و به اصطلاح" شعور ثانوی " برایش ایجاد می گردد که این نحوه

درک در حیوانات را "شعور حیوانی " گویند . وجود این واقعیت در حیوانات انسان را متوجه خدا می کند .

تکثیر حیوانات و تنظیم کنترل آنها مطلب مهمی در توجه پیدا کردن انسان به علم و قدرت پروردگار است

در نظام طبیعت این واقعیت دیده می شود که هر حیوانی که بیشتر مورد نیاز است ولو تکثیرش کم باشد

زیاد است و بر عکس هر حیوانی که نیاز به آن کم است ولو تکثیرش زیاد باشد کم است .

تفکر در قیافه ظاهری موجودات انسان را متوجه خدا می کند در حیوانات جنس نر زیباتر از ماده است تا

به این وسیله بشر نسل حیوان را حفظ کند چرا که حیوان ماده به طور معمول به خاطر منافعش محفوظ

می ماند اما شاید نر خوش قیافه نبود کمتر مورد توجه قرار می گرفت . اما در انسان به خاطر فهم و

شعوری که هست ماده از نر زیباتر است .


 

نوشته شده توسط حکیمه در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 11:34 موضوع | لینک ثابت


درس سوم (معجزات)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس سوم (الف:معجزات)

1.معجزات الهی به دو گروه تقسیم می شوند

:اول آن معجزاتی است که ظاهری است مثل

کور شفادادن و عصا اژدها شدن و مربوط به

همان زمان خاص است .

دوم آن معجزاتی که علمی و عقلی است که

قرآن از این نوع معجزات می باشد .

گروه اول معجزات به طور معمول مردم عوام

معمولی را به خود جلب می کند و گروه دوم

معجزات ،مردم اهل تحقیق و دانشمند و به

طور کلی مردم آخرالزمان را به خود متوجه

می نماید و آن هدفی که  این معجزه (قرآن)به 

دنبال دارد یعنی ایمان به خدا را محقق می نما

ید و به همین جهت است که اگر تمام دنیا را

بگردیم کمتر از یک درصد مردم شاید پیدا شوند

که خدا را قبول نداشته باشند و الا تمام مردم

دنیا عقلا خدا را پذیرفته اند و لذا در یک

برسی کلی می توان فهمید که خدای تعالی

مردم قبل از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و

سلم را عوام دانسته اند.


 

نوشته شده توسط حکیمه در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 20:47 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting